اضطراب جدایی مرحله طبیعی وبهنجار از رشد میباشد که از 7 ماهگی شروع میشود یعنی زمانیکه مراقب کودک از حوزه دید او خارج میشود نگران شده ونمیدانداین جدایی چه قدر طول میکشد وبرای برگشتنش مطمین نیست با رفتارهایی چسبنده برای خود ایمنی بوجود می آورد 10 تا 18 ماهگی به اوج خود میرسد ودر 18 تا 24 سالگی رفتن والد را به عنوان ترک شدن نمیداند و میداند که او برمیگردد تا اینکه در 3 سالگی از بین میرود اما اگر بیشتر از این سن ادامه یابد به عنوان اختلال یاد میشود .
این اختلال ترس فزاینده ونامتناسب با سطح تحولی کودک زمان جدایی از افرادیکه به آنها وابسته است وتفاوت آن با سایر اضطراب ها این است که صرفا زمان جدایی از مراقب ایجاد میشود و کودک در موقعیت های دیگر علایم اضطرابی ندارد. یکی از اختلالات رایج بعداز هراس که در 4 تا 10درصد کودکان شیوع دارد .درهردوجنس دیده میشود اماشیوعش در دختران بیشتر است
درصورتیکه موارد ذیل کم دست به مدت 4 هفته در کودک دیده شود .منجر به پریشانی قابل ملاحظه واشکالاتی در عملکردهای تحصیلی و اجتماعی کودک شود وبا اختلال دیگری بهتر توجیه نشود شامل نشانه های اضطراب جدایی است :
اضطراب جدایی از خانه یا افرادیکه کودک به آنها وابسته است یا به خاطر از دست دادن افراد یا وارد آمدن آسیب به افراد دلبسته (واقعه ناگوار ربوده شدن .بیماری ).بی میلی یا امتناع دایم از رفتن به مدرسه یا جاهای دیگر به خاطر ترس جدایی .بی میلی از تنهایی با شرایطی که بدون افراد دلبسته جایی بماند.ایمنی یا امتناع دایم از رختخواب رفتن دور از افراد دلبسته یا دور از محیط خانه .کابوس های مکرر با محتوای جدایی .شکایت مکرر از نشانه های جسمانی زمان جدایی یا پیش بینی جدایی
نحوه شکل گیری :هم سرشت وهم نحوه واکنش مادر اهمیت دارد.پاسخگویی و دردسترس بودن ومرتفع شدن نیازها باعث شکل گیری اعتماد ودلبستگی میشود.بدین طریق دنیا را محل امن برای رسیدن به خواست هایش میبیند .بویزه در دو سال اول زندگی پاسخگویی به نیاز هااگر موقع نباشد هیجانات بیشتری تجربه میکند وبا دلبستگی ناایمن در بزرگسالی خشم رابه دیگران منتقل میکنددرحالیکه کودک با دلبستگی ایمن اعتماد به خود ومراقب .تعامل لذت بخش.انعطاف پذیری.اعتمادبه نفس ومشارکت اجتماعی خوبی برقرار میکندبه عنوان فردی با سلامت وباثبات هیجانی عمل میکند
عوامل ایجادکننده وراهکارها :
نحوه وسبک فرزندپروری وتعامل باکودک در ایجاد اضطراب جدایی نقش دارد
سهل گیری یا سختگیری بیش از حد باعث ایجاد اضطراب میشود و دلبستگی ایمن در خود مادر ومهارتها وآگاهی های او از طریق رفتارها وتعامل با کودک در دلبستگی ایمن کودک نقش بسزایی دارد.
توجه به مرحله ای از رشد که کودک در تعامل با غریبه به طور طبیعی خجالتی تر هست ما از اطرافیان بخواهیم با لبخند با او روبرو شده آرتام صحبت کنندواگر به آنها نزدیک نشد اصرار به آغوش رفتن نکنیم وفرصت دهیم تا ارتباط امن وموثر فراهم شود.تاقبل ازسه سالگی برای مهدکودک یا محیط غریبه دیگر تا مدتی همراه کودک بمانیدتا فرصت آشنایی با محیط داشته باشد
کودکمان را تحقیر وسرزنش نکنیم که چیزی برای نگرانی وجودندارد بلکه با او همدلی کنیم بدانیم راجع به مسیله چه میداند وچه چیزی باعث شکل گیری این احساس در او شده وسوال کنیم ومتناسب باسن کودک از او راهکاربخواهیم
موقع ملاقات بافرد جدید اجازه بدید کنارتان بماند مگراینکه خودش تمایل به نزدیک شدن داشته باشد ووسایل شخصی خود رادرمحیطهای جدید باخوببرد
زمان اضطراب بی تفاوت نباشیم چونبی اهمیت بودن به احساساتش او راآشفته تر میکند گله و سرزنش نکنید وبه او احساس آرامش دهید
وقتی به افراد جدید جدید نزدیک میشود به اولبخند زده وتشویقش کنید وسعی کنید بیش ازحد مراقب او نباشید تا فرصت برقراری ارتباط داشته باشد و دورادور مراقب باشید
اوقات کیفی با کودک سپری کنید و بازی که به میل کودک هست انجام دهیم نه میل والد
زمان ترک او باثبات باشیم چون اضطراب به کودک منتقل میشود وبا او صحبت کنیم کجا میرویم واطمینان دهیم که برمیگردیم
ازنکات مثبت مدرسه یا هرمحیط جدیدی توصیف کنیم نه از تجربیات ناخوشایند
روانشناس : مریم شربتی



