درمانگری های مذهبی– معنوی در سال های اخیر شهرت روبه رشدی یافته است(ورتینگتون 1996). سازمان های حرفه ای بسیاری از قبیل انجمن آمریکایی مشاوران مسیحی و انجمن مسیحی علوم روان شناختی، موضوعات مربوط به معنوی در روانشناسی را جستجو میکنند. امروزه چندین برنامه دکتری در روانشناسی بالینی وجود دارد که تعداد زیادی درمانگر معنوی مذهبی، هر ساله تولید میکنند. APA ( انجمن روانشناسی آمریکا)، یکسری از کتابهایی در مجموعه ی خود دارد که اختصاصا وقف عناوین درمانگری های معنوی مذهبی شده است. در نتیجه امروزه از مداخلات مذهبی– معنوی به عنوان یکی از مداخلات طب مکمل/جایگزین استفاده میشود و تأثیر معنادار آن در بیماریهای مختلف آزموده می شود(از قبیل لچ و آتن 2008 ، به نقل از هوک و همکاران 2010).
انواع درمانگری های معنوی در روانشناسی
امروزه درمانگری های معنوی(مذهبی) زیادی در ادبیات روان شناختی قابل پیگیری است که حتی متناسب با مذاهب مختلف مورد بررسی قرار میگیرند(کوئینگ و همکاران، 2015). این درمانها برخی معطوف به مذهب خاصی هستند و برخی بیشتر بر اساس تجربه های معنوی شکل گرفته اند. برخی از این درمانها برای اختلال خاصی ایجاد شده اند، مانند:
1 خودروان درمانگری معنوی برای درمان اعتیاد و رفتار مربوط به ایدز (اوانت و مارگولین، 2004).
2 ذهن آگاهی که ترکیبی از اصول روان شناختی بودایی و غربی است(روبین، 1996).
3 درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی برای افسردگی(سگال، 2002).
4 مداخلات معنوی استفاده شده برای اختلالات اضطرابی(برمن، 2013).
5 گروه های مقابله ی معنوی برای افراد مبتلا به ایدز و سرطان و سوء استفاده جنسی(پارگامنت، 2005) (به نقل از پرس، کوئینگ، رابینس و کینگ، 2015).
معرفی شیوه های درمانگری موثر
از بین درمانهای معنوی(مذهبی) چند شیوه ی درمانگری به نظر منسجم تر و شناخته شده تر هستند. از جمله ریچاردز و برجین(1997 Richards, P. S. & Bergin, A. E.)، که راهبردهای معنوی برای روان درمانگری ارائه میدهند، میلر(Miller-2003) که معنوی را در روان درمانگری مشارکت داده است، پارگامنت(2011-2007) که درمان یکپارچه ی معنوی را استفاده و معرفی کرده است.
همچنین بخوانید :اصالت باطن: هنر عبور از ظاهر
شیوه درمانگری های میلر
میلر(2003)، معنوی را در روان درمانگری و مشاوره سهیم کرد. اولین مسیر او کشف یا ارزیابی معنوی مراجع بود. مسیر دیگر او حمایت از درگیری مراجع با تحول معنوی و ترغیب تمرین های معنوی بود. سومین مسیر عمل کردن درمانگر در چارچوب نظرات معنوی و مذهبی مراجع بوده است. دو مسیر آخر با مراجعانی بیشتر کار می شود که هویت معنوی را به عنوان هدف روان درمانگری انتخاب و روش های معنوی خاصی را در زمینه روان درمانگری استفاده میکند.
میلر در رویکرد خود به خوبی بر آگاهی از امکان یکپارچه سازی نگرانی های اخلاقی و معنوی در روان درمانگری تاکید کرد. او به شواهدی در کدهای اخلاقی در انجمن های علمی از جمله انجمن آمریکایی «ازدواج و خانواده درمانگری»، «انجمن مشاوره آمریکا»، «انجمن روان شناسی آمریکا» و «انجمن ملی مددکاری اجتماعی» اشاره میکند که درمانگران باید به اعتقادات مذهبی مراجعان خود احترام بگذراند و در چارچوب آنها در زمینه شایستگی های مراجعانشان کار کنند.
اغلب، مداخله ها با جهت گیری معنوی نوعی کمک به مراجع برای رشد «هویت معنوی» آنها است. همچنین مراجعان با تمرین های معنوی مانند نماز و دعا، ذکر و مراقبه، و تصویر پردازیهای معنوی، درمان را دنبال میکنند. همچنین، او به همکاری با رهبران و متخصصان مذهبی و ارزش مجامع و محافل معنوی توجه داشت. البته درنهایت، برنامه درمانی منسجمی معرفی نمیشود.
شیوه درمانگری های ریچارد و برجین
ریچارد و برجین(1997، 2003 و 2005) به تدوین راهبردها و نظام روان درمانگری «معنوی و الهی» به طور دقیق تر و مستقیم تری پرداختند. آنها در کارشان به ارزیابی معنوی و مذهبی مراجع، موضوعات مرزبندی و اخلاقی پرداختند. و برای برخی از مراجعان در بخشی از درمان توجه به استفاده از تمرین های معنوی و مذهبی را مد نظر قرار دادند. آنها از شناخت بعد معنوی و مذهبی در روان درمانگری و توجه به آن از نقطه نظر جهانی و عام دفاع کردند.
برخی اهداف آنها در روان درمانگری معنوی را می توان کمک به مراجعان برای دستیابی به موارد زیر دانست:
1. مراجعان هویت دائمی و لایزال معنوی خود را به طور قطع تصدیق و تجربه کنند و در هارمونی و هماهنگی با روح حقیقت یا معنوی حقیقی زندگی کنند.
2. مراجعان اثر مذهب و باورهای معنوی را بر بروز مشکل فعلی خود و در کل زندگی، وارسی کنند و اثر آن را بهتر بفهمند.
3. کمک به مراجعان برای وارسی اینکه وقتی که رشد معنوی و احساس سلامتی آنها بهتر می شود، چه احساسی دارند و نیز کمک به آنها برای اینکه چگونه خواسته آنها برای رشد معنوی و احساس سلامتی تداوم یابد.
همچنین، آنها به مراجعان خود در شناخت منابع معنوی و انتخاب نقش معنوی در زندگی کمک می کنند. این درمانگران در جلساتی(مثلا 12 جلسه) تلاش میکنند تا هویت معنوی مراجعان را رشد دهند. همچنین، از آگاهی های اخلاقی و موضوعات مرزی و استفاده از فنون معنوی مانند مراقبه، دعا و نماز در روان درمانگری بهره ببرند و بر ضرورت انجام روان درمانگری در چارچوب مذهب مراجع تاکید دارند(سولود، 2005).
شیوه درمانگری های پارگامنت
پارگامنت(2011)، روانشناس یهودی مسلک معاصر، به طور جدیتری به استفاده از معنوی در روان درمانگری پرداخته است. درمان وی از انسجام بیشتری برخوردار است و با اقبال بیشتری روبه رو شده و بنابراین بدان توجه بیشتری شده است. او معنوی را بخش فرامعمولی و فوق العاده زندگی طبیعی افراد میداند. از لحظه تولد تا مرگ، معنوی را مانیفست نقاط حساس یا نقاط عطف زندگی میداند، و راز و عمق این لحظه های حساس و اساسی را آشکار می سازد.
پارگامنت(2011)، دلایل متعددی را برای توجه به معنوی در روان درمانگری ارائه می دهد:
1. معنوی می تواند بخشی از راه حل باشد. پارگامنت ضمن اشاره به پژوهش های متعدد برای این فرض اشاره می کند که گسترش برخی روش های درمانی و مفاهیم خاص در روان شناسی بالینی و روان درمانگری می تواند مؤیدی بر اهمیت معنوی در حل مشکلات روان شناختی باشد. مانند: ذهن آگاهی، پذیرش، فضیلت و عفت، دل بریدگی، حضور قلب، و تحول درمانگری های جدید مثل درمانگری مبتنی بر پذیرش و تعهد((ACT)، هایز، استروشال، و ویلسون، 1999) و زمینه ی بودائیست در روانشناسی غربی(والاس و شاپیرو، 2006).
2. معنوی میتواند بخشی از مشکل باشد. گاهی خود معنوی و موضوعات معنوی می توانند مبنای مشکل باشند.
3. معنوی از روان درمانگری مجزا نیست. پارگامنت(2011) بر مبنای پژوهش های متعدد نتیجه میگیرد که حتی در روان درمانگری غیردینی هم بعد معنوی فرد قابل تجزیه نیست. برحین و پاین(1991) چنین نوشته اند که «نادیده گرفتن ساختارها و تجربه های معنوی، درمانگر را مستعد قضاوت اشتباه، سوء تعبیر، کج فهمی، سوء مدیریتو یا اغماض بخش مهمی از زندگی مراجع می سازد، که چه بسا تأثیر مهمی بر سازگاری و رشد او دارد».
4. مراجعان در پی دریافت کمک احساس به معنوی هستند. در این درمان معنوی اساس مداخله را تشکیل میدهد. هسته ساختاری معنوی امر قدسی است. برای درمان ابتدا مکانیزم های عملی معنوی مورد آزمون قرار می گیرند؛ اکتشاف، نگهداری ذهنی و دگرگونی یا انتقال.
پارگامنت(1999)، معنوی را جستجوی امر قدسی تعریف می کند. برای او «جستجو» و «امر مقدس» دو مفهوم کلیدی در درمان هستند. مقابله های معنوی که پارگامنت در مرحله نگهداری ذهنی مطرح میکند شامل موارد معنادهی معنوی، جستجوی تماس و حمایت معنوی و تخلیص معنوی است.
سه گام مهم در فرایند قرار دادن امر مقدس در محوریت امور وجود دارد که یکی از مهمترین فرایندهای درمان است: فردی محدودیتهای معارضه ها وکشمکش های جاری خود را تشخیص دهد، تصمیم بگیرد که اکنون باید از ارزش های قدیمی عبور کند و فرد مبادی مهم و معنابخش قدیمی را با امر قدسی جایگزین کند. جستجوی امر قدسی حتی زمانی که فرد دچار دگرگونی معنوی می شود، پایان ناپذیر است. نیاز به رابطه با امر قدسی این جستجو را تداوم میبخشد. دگرگونی یا تبدل معنوی ممکن است موفق یا ناموفق باشد.کسانی که نتوانند از مراحل این انتقال عبور کنند ممکن است دچار احساس پوچی و بی معنایی شوند(جانبزرگی،1395).
نویسنده: دکتر جمیله محمدی

