اختلال دوقطبی می تواند تغییرات خلقی قابل توجهی ایجاد کند. سطوح انرژی، افکار، احساسات و رفتارهای فرد ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد. دوقطبی بودن شریک زندگی می تواند مشکلاتی ایجاد کند و بر کیفیت زندگی تأثیر بگذارد. این چالش ها می تواند باعث ایجاد فشار در روابط فرد مبتلا و همچنین همسرش شود. برای فردی که مبتلا به اختلال دوقطبی است متداول است که به شریک زندگی خود صدمه بزند یا توهین کند یا کنترل کننده باشد.
هنگام زندگی با یک همسر دوقطبی، درک شرایط، شناخت و بحث در مورد نیازهای هر دو طرف، و ایجاد مرزهایی برای مراقبت از یکدیگر می تواند به مدیریت اختلال دوقطبی شریک زندگی کمک کند.
اختلال دوقطبی در یک نگاه
اختلال دوقطبی با نوسانات شدید خلقی مشخص می شود. دورههای شیدایی (انرژی بالا)، هیپومانیا (خلق و خوهای با انرژی کمتر از شیدایی) و افسردگی (حالتهای غمگینی و ناامیدی) در افراد با اختلال دوقطبی ممکن است رخ دهد.
اختلال دوقطبی انواع مختلفی دارد که عبارتند از:
- دوقطبی I : فرد مبتلا به دوقطبی I حداقل یک دوره شیدایی یا خلق و خوی بالا را برای حداقل یک هفته تجربه می کند. همچنین معمولاً حداقل دو هفته افسردگی را تجربه می کنند.
- دوقطبی II : در اختلال دوقطبی II، فرد حداقل یک دوره افسردگی اساسی و حداقل یک دوره هیپومانیک (یک نوع شیدایی با شدت کمتر) دارد.
- اختلال سیکلوتیمیک : این نوع خفیفتر اختلال دوقطبی است که شامل بسیاری از “نوسانات خلقی” است. زمانی تشخیص داده می شود که علائم افسردگی و هیپومانیا حداقل به مدت دو سال ادامه داشته باشد اما معیارهای تشخیص دوقطبی I یا دوقطبی II را برآورده نمی کند.
- حالتهای مختلط : علائم شیدایی و افسردگی در همان دوره زمانی رخ میدهد که یک یا دو هفته طول میکشد، گاهی اوقات بیشتر.
- دوچرخه سواری سریع : در اینجا، فرد حداقل چهار یا بیشتر دوره شیدایی، هیپومانیا و افسردگی را در عرض یک سال تجربه می کند.
- نامشخص : زمانی است که این بیماری مشخصه اختلال دوقطبی است، اما معیارهای کاملی برای هیچ یک از اختلالات طیف دوقطبی مشخص شده دیگر را ندارد.
درمان اغلب شامل ترکیبی از دارو درمانی و روان درمانی است.هر فرد مبتلا به اختلال دوقطبی تجربه منحصر به فردی از این بیماری دارد. آموزش در مورد علائم و گزینه های درمانی می تواند بینشی در مورد راه هایی برای حمایت بهتر از همسر مبتلا به اختلال دوقطبی ارائه دهد.شناخت علائم یا الگوهای رفتاری همسرشان به شریک زندگی اجازه میدهد از همسرش حمایت کند، راههایی را که میتواند از خود مراقبت کند، تعیین کند و به چیزهایی که در زندگی مشترکشان نیاز به توجه دارند، تمایل داشته باشد.
اگر همسرتان اختلال دوقطبی دارد ولی تشخیص داده نشد
گاهی اوقات ممکن است فردی به اختلال دوقطبی مبتلا شود و از وضعیت خود بی اطلاع باشد، به خصوص در طول دوره مانیا. یکی از دلایل این است که علائم ممکن است با سایر شرایط مانند ADHD، اضطراب، مصرف مواد و موارد دیگر اشتباه گرفته شود. اگر فکر می کنید همسرتان ممکن است اختلال دوقطبی تشخیص داده نشده داشته باشد، ممکن است متوجه رفتارهای زیر شوید.
شیدایی
- خلق و خوی بالا
- احساس متورم عزت نفس
- به راحتی حواس پرت می شود
- تحریک پذیری یا تحریک پذیری
- تکانشگری یا درگیر شدن در رفتارهای مخاطره آمیز (مثلاً خرج کردن بیش از حد)
- کمبود خواب
افسردگی
- بیان ناامیدی
- دوره های کم خلقی یا غمگینی
- افزایش نیاز به خواب
- انزوا و کناره گیری
- عدم علاقه به فعالیت های روزانه
- افکار در مورد مرگ یا افکار خودکشی
اگر برخی از این علائم را در همسر خود مشاهده کردید، در مورد آنچه می بینید با او صحبت کنید و از او بپرسید که آیا او مایل به کمک گرفتن است یا خیر.
اگر آنها برای گفتگو باز هستند:
- بدون قضاوت کردن، آنچه را که متوجه شده اید به همسرتان اطلاع دهید.
- به همسرتان اجازه دهید بداند که نگرانی شما از یک مکان محبت آمیز و دلسوز سرچشمه می گیرد.
- از آنها بپرسید که چه احساسی داشته اند و آیا متوجه تغییراتی در خلق و خوی خود شده اند یا خیر.
- به آنچه آنها فکر می کنند گوش دهید و این ممکن است برای آنها چه معنایی داشته باشد.
- در مورد افکار آنها در مورد کمک گرفتن جویا شوید.
اگر همسرتان آماده است تا به دنبال درمان باشد، به او بگویید که از حمایت شما برخوردار است. اگر آنها باز نیستند، می توانید به آنها اطلاع دهید که می خواهید از آنها حمایت کنید و بپرسید که چگونه این کار را به بهترین نحو انجام می دهید.
اگر همسر شما اختلال دوقطبی تشخیص داده است
تغییرات مکرر یا شدید در خلق و خوی می تواند تأثیر قابل توجهی بر همسران افراد مبتلا به اختلال دوقطبی داشته باشد. ممکن است سطحی از غیرقابل پیش بینی بودن در رابطه وجود داشته باشد که باعث ناراحتی شود.
از یک طرف، شریکی که این قسمت خلقی را تجربه می کند تحت تأثیر علائم خود قرار می گیرد و منجر به تغییر در رفتار و سطح عملکرد می شود. از سوی دیگر، همسرشان ممکن است در قبال شریک زندگی خود و خانواده احساس مسئولیت کند و احساس کند که خسته شده است.
این پویایی ها چالش هایی را در ازدواج ایجاد می کند که غلبه بر آنها دشوار است. تحقیقات نشان میدهد که نرخ طلاق در زوجهایی که یکی از زوجین به این بیماری مبتلا است، بیشتر است.
چگونه اختلال دوقطبی بر ازدواج تأثیر می گذارد
برای بسیاری از افراد، ازدواج یک تجربه و آرزوی مثبت است. متاهل بودن یک ارتباط عاطفی و مشارکت در زندگی را فراهم می کند. با این حال، هر رابطه ای چالش های خود را دارد. وقتی یکی از شرکای زناشویی مبتلا به اختلال دوقطبی باشد، در صورت ناخوشی رابطه ممکن است پیچیده شود.
ارتباط
هنگامی که یک شریک در حال گذراندن یک دوره شیدایی یا افسردگی است، ممکن است ارتباط بین شرکا به اندازه کافی روان نباشد. با این حال، ارتباط برای تفاهم بین شرکا بسیار مهم است.
تحقیقات نشان می دهد که ارتباط بین شرکا و اعضای تیم مراقبت از همسر دوقطبی می تواند به مدیریت مراقبت آنها و حمایت از رابطه کمک کند. علاوه بر این، تحقیقات نشان می دهد که زوج ها بر این باورند که سطحی از افشای عاطفی برای روابط آنها حیاتی است.
*در مطالعهای که محققین با همسران بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی مصاحبه کردند، متوجه شدند که همسران در هنگام ناخوشی همسرانشان احساس درماندگی، ناامیدی و هوشیاری میکنند.
*مطالعه دیگری نشان داد که همسران در ارزیابی تأثیر اختلال دوقطبی بر زندگی شریک زندگی خود مشکل دارند.
*در نهایت، اختلال دوقطبی و تأثیر عاطفی آن بر شرکای زندگی می تواند ارتباطات آنها را ضعیف کند.
ارتباط جنسی
علاقه همسران دوقطبی به رابطه جنسی ممکن است بسته به خلق و خو و دارو کاهش یابد. برخی از داروها می توانند علاقه فرد را به رابطه جنسی کاهش دهند، در حالی که یک دوره شیدایی می تواند منجر به افزایش جنسی شود .علاوه بر این، تحقیقات نشان می دهد که در طول شیدایی، فرد ممکن است در رفتارهای پرخطر مانند داشتن رابطه جنسی محافظت نشده یا خیانت به همسر خود شرکت کند. 10
فرزندپروری
در حالی که پدر و مادر بودن میتواند برای افراد مبتلا به اختلال دوقطبی پاداشدهنده باشد، اما موقعیتهای استرسزا میتواند باعث تغییرات خلقی شود. هنگامی که آنها ناخوش هستند و قادر به انجام مسئولیت های خانوادگی نیستند، این می تواند برای شریک دیگر آسیب ببیند. اختلال دوقطبی پیچیده است، و بسته به سن و سطح درک کودک، توضیح دادن آنچه که والدینش درگیر آن هستند ممکن است چالش برانگیز باشد.
مسئولیت مالی
شیدایی و تکانشگری می تواند منجر به رفتارهایی شود که سلامت مالی زوجین را به خطر می اندازد. مخارج بیش از حد، انباشت اعتبار و بدهی و قمار عواقب جدی برای وضعیت مالی یک زوج دارد و می تواند به سختی بهبود یابد.
احساسات همسرتان را در نظر بگیرید
شفقت هر دو طرف نسبت به یکدیگر می تواند در ازدواجی که یکی از همسران مبتلا به اختلال دوقطبی است، کمک زیادی کند.شریک مبتلا به این بیماری ممکن است به دلیل تأثیر یک قسمت خلقی بر رابطه، احساس گناه، شرم و ترس داشته باشد. در همین حال، شریک زندگی ممکن است طیف وسیعی از احساسات را تجربه کند، از جمله اضطراب، رنجش، تنهایی یا احساس گیر افتادن. یادگیری نحوه مراقبت از خود و حمایت از یکدیگر می تواند رابطه را تقویت کند.
چگونه کمک کنیم
راه های زیادی برای کمک به همسر مبتلا به اختلال دوقطبی وجود دارد:
- خود را در مورد اختلال دوقطبی آموزش دهید. درک آنچه شما و شریک زندگی تان با آن سر و کار دارید می تواند به شما در کنار آمدن و تقویت رابطه کمک کند.
- تشخیص دهید که شریک زندگی شما جدا از این اختلال است. اگر شریک زندگی شما چیزی آزاردهنده انجام می دهد یا می گوید، یادآوری اینکه این اختلال باعث این رفتار می شود می تواند به کاهش سردرگمی یا ناامیدی شما کمک کند.
- با شریک زندگی خود در مورد تجربه اش در مورد این بیماری صحبت کنید و الگوهایی را شناسایی کنید که باید از آنها آگاه باشید. این می تواند به شما در پیش بینی تغییرات در رفتار و نحوه کنار آمدن با آنها کمک کند.
- سوال بپرسید، فعالانه گوش دهید و صادقانه ارتباط برقرار کنید. داشتن همدلی و اجازه شنیده شدن همسرتان می تواند رابطه شما را تقویت کند.
- برای ایجاد برنامه ای برای حمایت از خانواده و خانواده در مواقعی که شریک زندگی شما خوب نیست، با یکدیگر همکاری کنید.
- هنگامی که علائم بدتر می شوند (مثلاً تماس با تیم مراقبت یا جستجوی خدمات اورژانسی) یک برنامه اقدام تهیه کنید.
- از شریک زندگی خود در جستجوی درمان و سازگاری با دارو و درمان حمایت کنید. درمان مناسب می تواند خلق و خوی را تثبیت کند و از یک رابطه سالم حمایت کند.
- عادات روزانه سالم (مانند ورزش، وعده های غذایی متعادل و بهداشت خواب خوب) را تشویق کنید. تحقیقات نشان می دهد که افراد مبتلا به اختلال دوقطبی که سبک زندگی ناسالمی دارند، دوره بدتری از بیماری دارند.
- زوج درمانی را در نظر بگیرید. رفتن به مشاوره خانواده با هم می تواند از ارتباطات باز حمایت کند، به رفع ناراحتی و ناامیدی کمک کند و راهنمایی حرفه ای برای مقابله با چالش ها ارائه دهد.
مراقبت از نیازهای شما
همچنین باید به یاد داشته باشید که مراقب خود باشید:
- مهارت های خودمراقبتی و مقابله را پرورش دهید. مراقبت از خود مانند ورزش، تغذیه سالم، عادات خواب خوب و گذراندن وقت با دوستان و اعضای خانواده می تواند به مدیریت استرس و بهبود سلامت روان کمک کند.
- با بیان مواردی که قابل قبول یا غیرقابل قبول است، مرزها را تعیین کنید. تعیین حد و مرزهایی مانند عدم تحمل آزار کلامی یا شرکت در رفتارهای ناسالم می تواند ارتباطات را بهبود بخشد، از مراقبت از خود حمایت کند و به طور بالقوه رابطه شما را تقویت کند.
- در مورد اینکه در صورت نقض یک مرز چه اتفاقی خواهد افتاد، شفاف باشید.
- در صورت نیاز به پشتیبانی یا راهنمایی برای کمک تماس بگیرید. درمان فردی یا گروه های حمایتی می تواند سودمند باشد.
- با خود مهربان و مهربان باشید. خودگویی منفی و سرزنش خود برای عزت نفس و سلامت روان شما مضر است. نشان داده شده است که شفقت به خود باعث بهبود رفاه می شود.
چه زمانی در مورد طلاق صحبت کنیم
گاهی اوقات ازدواج نتیجه نمی دهد و شرکا گزینه هایی را به کار می گیرند که ممکن است به آشتی آنها کمک کند. در چنین مواردی، ممکن است شرکا بخواهند طلاق را به عنوان یک گزینه در نظر بگیرند.
سو استفاده کردن
سوء استفاده ممکن است زمانی رخ دهد که تغییرات شدید در خلق و خوی ایجاد شود یا زمانی که مواد مخدر یا الکل درگیر باشد. تحریک پذیری و تکانشگری که با شیدایی همراه است می تواند منجر به موقعیت خطرناکی شود.
سوء استفاده می تواند به اشکال مختلف ظاهر شود، از جمله احساسی، فیزیکی یا مالی، و تعیین بهترین اقدام برای محافظت از خود می تواند ترسناک باشد. ترک یک موقعیت خطرناک همیشه نمی تواند فوراً به دلایل ایمنی یا دلایل دیگر (مانند امور مالی، فرهنگی، مذهبی) اتفاق بیفتد. هنگامی که یک فرد تصمیم به ترک یک رابطه گرفت، می تواند به جستجوی حمایت در مورد امن ترین راه برای خروج کمک کند.
دانستن زمان ترک
دور شدن از ازدواج می تواند انتخاب سختی باشد. ممکن است زمان رفتن به نظر برسد اگر:
- رابطه دائماً ناسالم است.
- شما دائماً مشمول مالیات هستید، از بین رفته اید یا نمی توانید به نیازهای خود رسیدگی کنید.
- شما احساس ناامنی می کنید.
متناوبا، ممکن است شریک مبتلا به اختلال دوقطبی کسی باشد که تصمیم بگیرد این رابطه دیگر برای رفاه آنها مفید نیست. برخی از علائم ممکن است:
- آنها احساس میکنند که دائماً توسط شریک زندگیشان مورد قضاوت یا انگ قرار میگیرند.
- آنها احساس می کنند که همسرشان از آنها حمایت نمی کند.
- رابطه احساس ناامنی می کند (از نظر احساسی، جسمی و غیره).
جستجوی روان درمانی برای کمک به روشن شدن این مسائل می تواند برای هر دو طرف در رابطه مهم باشد.
خلاصه
زندگی با همسری که دارای اختلال دوقطبی است می تواند چالش برانگیز باشد. در گفتگوهای صادقانه در مورد اینکه چگونه تحت تأثیر قرار گرفته اید و چگونه به حمایت نیاز دارید، شرکت کنید. هیچ کس برای اختلال دوقطبی مقصر نیست و همسران می توانند یاد بگیرند که از خود و یکدیگر مراقبت کنند. از طرف دیگر، ممکن است رابطه احساس امنیت نداشته باشد. در این موارد، باید سلامت و رفاه روانی خود را در اولویت قرار دهید و به دنبال کمک باشید.



