انتظارات غیر واقعی بسیاری در مورد ازدواج وجود دارند. که از خانواده هایمان، از دوستان، از تلویزیون و فیلم، از مقالات مجله بارها و بارها دیده ایم. و این باورهای ظاهرا واقعی می توانند روابط ما را خراب کنند، و سوء تفاهم های زیادی را در ارتباط ما ایجاد کنند.
کلینتون پاور، مشاور روابط بالینی می گوید انتظارات غیرواقعی «زوج ها را برای شکست راه اندازی می کند.» “هنگامی که شما انتظار دارید که رابطه شما یک رابطه فانتزی خاص باشد، این انتظار اتفاق نمی افتد و می تواند احساس اضطراب، غم و ناامیدی ایجاد کند.” در زیر سه انتظار غیر واقعی و حقایق پشت هر یک را بررسی میکنیم.
1 زوج های شاد همچنان همان طراوت شدید عشق را احساس می کنند
پاور، بنیان گذار کلینتون پاور و همکارانش در سیدنی استرالیا می گوید: «عاشق شدن اغلب «روان پریشی موقت» نامیده می شود. با در نظر گرفتن همین تعریف، وقتی در عشق با فرد دیگری هستید، اغلب به برخی از تفاوت ها کورکورانه نگاه میکنید و از کنار آنها رد می شوید.». در واقع شما همه چيز را در مورد شريکتان دوست دارید و ميخواهد همیشه و در هر زمانی با او باشید.”
اما در نهایت این احساسات از بین می رود و چیزی که باقی می ماند دو نفر هستند که با واقعیت زندگی روزمره سر و کار دارند و قسمت سخت ماجرا تازه شروع می شود.
پس از پایان دوره ماه عسل، ورود به یک دوره درگیری کاملا طبیعی است. خبر خوب این است که درگیری ذاتا ً مشکلی نیست. در واقع یک فرصت است، هنگامی که شما در حال تجربه درگیری هستید، «یاد می گیرید که مذاکره کنید و تفاوت هایتان را مدیریت کنید» و «چگونه زمانی که یکی یا هر دوی شما ناراحت هستید، یکدیگر را با موفقیت تسکین دهید.»
2 روابط شاد به همین شکل باقی می مانند
ما فرض می کنیم که فردی که با او ازدواج کردیم دقیقا همان طور که هست باقی خواهد ماند و در نتیجه رابطه ما نیز به همان شکل پیش خواهد رفت. این انتظار حتی ممکن است ناخودآگاه باشد، اما در قالب سورپرایز به سطح بالا می رود: همسر شما شروع به کاوش در یک مسیر شغلی یا اشتیاق جدید یا دور شدن از چیزی می کند که قبلاً دوستش دارند (و شما هنوز هم این کار را می کنید)، و شما عقب نشینی می کنید. شايد حتی فکر کنید، اين کسی نيست که من باهاش ازدواج کردم.
در طول زمان مردم رشد و تغییر می کنند و به این معنی است که رابطه تغییر می کند. برای مثال یک زوج زمانی شروع به قرار گذاشتن می کنند که شریکشان تنها ۱۹ سال دارد. این شریک جوان تر در اثر گذشت زمان تغییر می کند. و حالا هردوی در خانه به طور فزاینده ای حوصله شان سر می رود. بنابراین آنها شروع به بیرون رفتن بیشتر می کنند. هر دو شریک از واقعیت جدید خود ناراحت هستند زیرا احساس قطع ارتباط با یکدیگر می کنند و بیشتر و بیشتر از هم جدا می شوند. مسئله این است که آنها برخی از تغییرات فردی را که هر کدام از آنها پشت سر می نامند، به حساب نخواسته اند. رابطه نمی تواند مانند گذشته باشد، چرا که آنها در حال حاضر افراد متفاوتی نسبت به زمانی هستند که برای اولین بار با هم ملاقات کردند.
3 شرکا مسئول شادی یکدیگر هستند
وقتی شریک زندگی ما چیزی را که فکر می کنیم باید به دست آوریم به ما نمی دهد، کینه پدیدار می شود. برای مثال بسیاری از زوج ها کار می کنند و انتظار دارند شریک زندگی شان سهمیه شاد کردن طرف مقابل را با کارکردن برآورده کند. همچنین زن انتظار دارد شریک زندگیش در مسائل مالی آرزوهایش را برآورده کند و این فشار زیادی به شوهر وارد می کند.
در مقابل حفظ شادی می تواند تلاش برای درک همسرتان به شیوه ای عمیق، معنی دار، برای جبران نیازهای برآورده نشده آنهاباشد. مثلا آغوش طولانی هر بار که به خانه می آید. این عمل با لمس فیزیکی کمک می کند تا توجه آنها را به احساس دوست داشتن بیشتر هدایت کنید . این کار یک نوع تشکر صمیمانه از همسرتان است. آنچه در یک ازدواج سالم به نظر می رسد این است که شما و شریک زندگی تان چطور باید انتظارات خود را تعدیل کنید و منطقی به اهداف زندگی فکر کنید. زیرا بسیاری از این انتظارات در رابطه زناشویی مستقیما دخالت دارند.
منبع: www.psychcentral.com



