همه چیز در رابطه خوب پیش می رفت و یک بحران یا ضربه ناگهانی برای شریک زندگی شما اتفاق می افتد. در طول این بحران یا ضربه تجربه شده، همسرتان به گونهای دیگر رفتار میکند و شما واکنشها، رفتارهای عاطفی شریکتان را کاملاً درک نمیکنید و مطمئن نیستید که چگونه باید از همسر خود حمایت کنید.
آیا این یک سناریوی آشنا برای شما به نظر می رسد؟ اگر چنین است، شما تنها نیستید.
در این مقاله، 5 قدمی را که می توانید برای حمایت بهتر از شریک زندگی خود بردارید، به اشتراک می گذارم.
تجارب بحران و تروما این توانایی را دارند که بدترین چیزها را در ما نشان دهند، به خصوص اگر فردی چندین بحران یا لحظات آسیب زا را در زندگی خود تجربه کرده باشد.
برای تعریف اجمالی این اصطلاحات، بحران به عنوان «حمله، درد، پریشانی یا اختلال عملکرد» تعریف میشود، در حالی که تروما به عنوان «یک وضعیت روانی یا رفتاری آشفته ناشی از استرس شدید ذهنی یا عاطفی یا آسیب فیزیکی» تعریف میشود.
5 نکته که می توانید برای حمایت بهتر از شریک زندگی خود و خودتان استفاده کنید را در ادامه با شما در میان میگذاریم. با خانواده خوب همراه باشید:
1. احساساتی را که ممکن است همسرتان تجربه کند، شناسایی کنید
اینها برخی از تجربیات و احساسات احتمالی هستند که ممکن است همسر شما داشته باشد: احساس برانگیختگی توسط یک عامل استرس زا، عصبانیت، ناامیدی، غمگینی، تنهایی، افسرده، مضطرب، انتقام جو، دوری، دوری، تعطیلی یا ترس.
2. از خود بپرسید چگونه می توانم با شریکم همدلی برقرار کنم؟
اگر بتوانید این سوال را از خود بپرسید، هم به خود و هم به همسرتان نشان میدهید که میخواهید درک کنید که در این لحظه چه احساسی دارد.
اغلب اوقات ممکن است این ترس وجود داشته باشد: اگر در این زمان بحران یا ضربه، حرف اشتباهی بزنم چه؟
اگر شما از محل همدلی رفتار می کنید، اگر چیز اشتباهی بگویید احتمالاً دو اتفاق می افتد:
- شریک زندگی شما متوجه خواهد شد که شما از روی مهربانی و همدلی رفتار می کنید
- اگر احساس یا تجربه نادرستی را حدس بزنند به احتمال زیاد شما را تصحیح خواهند کرد.
گاهی در حین مشاوره زوجین یکی از زوجین به من می گوید: اگر در آن لحظه نسبت به طرف مقابل احساس همدلی نکنم چه؟
این سوال فوق العاده ای است، پاسخ من این خواهد بود: پس باید از شریک زندگی خود دور شوید و مدتی را صرف تمرکز بر استراتژی های مراقبت از خود کنید.
اگر مستقر نباشید و بر افکار و احساسات خود کنترل نداشته باشید، نمی توانید به طور مؤثر همدلی را برای شریک زندگی خود بیان کنید.
3. از خود بپرسید، تجربه شریک زندگی من چگونه بر من تأثیر می گذارد؟
من قویاً معتقدم که نیت افراد زمانی خوب است که کسی سعی می کند احساسات ناراحت کننده مربوط به یک بحران یا آسیب تجربه شده را منتقل کند. با این حال، این بدان معنا نیست که واکنشهای عاطفی ما از یک بحران یا آسیب تجربه شده همیشه از شریک زندگی ما فرار میکند.
اگر تجربیات و احساسات شریک زندگیتان بر شما تأثیر منفی میگذارد، شما وظیفه دارید به واکنش عاطفی خود نسبت به شریک زندگیتان پاسخ دهید.
میتوانید روی استراتژیها یا فعالیتهایی تمرکز کنید که شما را در ذهنیت آرامتری قرار میدهند (مانند یوگا، ورزش، مطالعه، تماشای تلویزیون یا فیلم، مدیتیشن هدایتشده، دیدار با یک دوست، صرف شام با همکار و غیره). ، تا بتوانید بیشتر پذیرای دردهای عاطفی همسرتان باشید.
همچنین میتوانید با مهربانی و دلسوزانه به شریک زندگی خود بگویید که احساسات و تجربیات او بر شما تأثیر منفی میگذارد، حتی اگر میخواهید نگرانیهای خود را با شما در میان بگذارد.
اگر این گزینه را انتخاب کردید، مطمئن شوید که در حال حاضر چگونه شریک زندگیتان بر شما تأثیر میگذارد مستقیم و واضح باشید (رویدادها/منابع ناامیدی گذشته را مطرح نکنید) و سپس منابع جایگزینی برای آرامش یا حمایت ارائه دهید که در صورت نیاز میتوانند به آنها مراجعه کنند. .
مهمتر از همه، به شریک زندگی خود اطمینان دهید که به او اهمیت می دهید، اما همیشه نمی توانید فردی باشید که او برای حمایت به او مراجعه می کند، زیرا فقط انرژی زیادی برای اختصاص دادن به مشکلات دیگران دارید.
4. آیا شما و شریک زندگیتان واکنش منطقی دارید یا احساسی؟
اگر نسبت به رفتار همسرتان واکنش منطقی یا احساسی نشان میدهید، تفاوت را تشخیص دهید. همچنین، به دنبال درک اینکه آیا شریک زندگی شما به طور منطقی یا احساسی نسبت به بحران / ضربه / استرس شناسایی شده خود واکنش نشان می دهد یا خیر.
اگر شما و شریک زندگیتان بتوانید تشخیص دهید که آیا جنبه احساسی یا جنبه منطقی مغز فرد در حال حاضر استفاده می شود، این می تواند به هر دوی شما در مورد نحوه پاسخگویی در لحظه آموزش دهد.
به خاطر داشته باشید که موثرترین ارتباط زمانی می تواند در رابطه برقرار شود که هر دو طرف بتوانند از جنبه های منطقی مغز خود استفاده کنند و بر اساس احساسات رفتار یا صحبت نکنند.
5. برای عوامل استرس زا بالقوه ای که می توانند موقعیت های مشابه ایجاد کنند برنامه ریزی کنید
هرچه دانش بیشتری داشته باشید، بهتر می توانید با هم برای تجربه های ناخوشایند آماده شوید. امیدواریم که این نکات بتواند کمی آرامش را فراهم کند و اجازه دهد تا رابطه شما رشد کند.
همیشه مراجعه به یک مرکز مشاوره مناسب می تواند راه حل مشکلات شما باشد. مرکز مشاوره خانواده خوب با مدیریت دکتر فروزش آماده ارائه انواع خدمات مشاوره ازدواج، مشاوره خانواده ، زوج درمانی، طلاق، روانشناسی، مشاوره تحصیلی و … به شما عزیزان می باشد.
منبع: www.marriage.com




